چون فكر ميكنم دارم فراموش ميشم اما اگر همين طور پيش بره قبل از فراموش شدن نابود ميشم
عشق من يادت هست گفتي كه هرچيزي را كه به تو مربوط باشه هرگز فراموش نميكنم اما فراموش كردي
امروز وقتي گفتي مي خواهم برم نت خيلي خوشحال شدم چون با خودم گفتم حتما يه سر به وبلاگمون ميزني وبلاگي كه يه روز با هم ساختيمش واسه اين كه يادت نره اخر مكالممون بازم ياد اوري كردم و تاكيد كردم كه اولش را بخوني يادت هست؟؟؟ چون دلم مي خواست بخوني و نظر بدي اما تو امروز ساعاتي در نت بودي اما وقتي نظرتو پرسيدم گفتي يادم رفت برم نگاه كنم
يادت هست اخرين نظرت مربوط به كي هست؟؟؟؟اولين و اخرين نظرت را روزي كه با هم وبلاگ را ساختيم دادي مدت زيادي مي گذره اما ديگه هرگز نظري از تو به ثبت نرسيد
دلم شكسته چون هر قدمي كه بهت نزديك ميشم حس ميكنم تو دوست داري يه قدم دور بشي
همين روزها تولدت هست و من دلم مي خواست حسابي غافل گيرت كنم اما چه كنم كه خارج از تواناييم هست امروز خيلي دلم گرفته و خيلي از نظر روحي داغونم
هنوزم مثل روزاي اول كه به من علاقه ي نداشتي وقتي بهت ميگم عاشقتم ميگي واقعا؟؟؟
نميدونم چه طور عشق و علاقه اي را كه ازش دم ميزنم نشون بدم و به خاطر اين موضوع هميشه خودمو ملامت ميكنم
عاشقتم بيش تر از هميشه
بهت نياز دارم پس تروخدا اگر اين دفعه اومدي نت بيا و حرفهاي نيازندت را بخون و نظري بده تا دل شكستم خوب بشه
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 14:43 توسط علیرضا و درنا
|
شاید این بار بیاد و نظری بنویسه
خدایا هر جا که هست سالم و سلامت باشه خودت هواشو داشته باش یه خورده از هم دوریم یه سفر کوچولو رفته به عظمتت قسمت میدم که مراقبش باشی
عاشق عاشق تر
نبود در تار و پودشديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرفاز آسمون و مهتابه ،تموم خونه ديدار اين خونه
+
نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 12:12 توسط علیرضا و درنا
|
برای الهه ی زیبایی ها برای بهترینم برای کسی که معنی عشق و زندگی را به من اموخت
سلام به همگی یه سلام ویژه مخصوص عشق ناز خودم که همه ی زندگیم فقط واسه اونه
من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق بازی موجها قامتم یه بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجها یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا
تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگباره نگاهت دلم انگار زیرو رو شد برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا من و دل اما نشستیم چشم به راهت لبه دریا
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی
دل تنها و غریبم داره این گوشه می میره ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره
میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم
عشقت توی قلبم هست صورت ماهت جلوی چشمام هست هر جا را که نگاه میکنم تو را میبینم اسم خوشکلت هم که ورد زبونم شده واییییییییییییییییییییییییییییییییییییی عشق من تو به من زندگی کردن را یاد دادی اندازه ی بی نهایت خدا دوستت دارم عشق من
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 14:50 توسط علیرضا و درنا
|
+
نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 10:1 توسط علیرضا و درنا
|
سلامی به وسعت دنیای عاشق
سلام به همه ی عزیزان امیدوارم که حال همگی خوب باشه همانطور که از عنوان وبلاگ پیدا هست این وبلاگ را واسه عشقم ساختم و تمام مطالب این وبلاگ را هم واسه اون مینویسم
عشق من عاشقتم
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 11:31 توسط علیرضا و درنا
|